شيخ ذبيح الله محلاتى

19

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مقابل آن صبرى كه كردى ( جامع التمثيل ) پادشاه پيكر زوجهء سلطان نصير الدّين حيدر كه يكى از سلاطين هند بود كه بعض علماء هند جلد سيزدهم بحار مجلسى را براى او ترجمه نمودند ( اعيان الشيعة ) بانوئى كه بمحبت امير المؤمنين دست او را قطع كردند سلطان محمّد تاج الدّين در كتاب تحفة المجالس گويد تاجرى از مردم بغداد دنيا به او ادبار كرد و شكست خورد و ماليهء او به كلى نابود گرديد به قسمى كه محتاج بسؤال شد ناچار از بغداد بهر وسيله كه بود خود را به بصره رسانيد درحالىكه از گرسنگى بنهايت رسيده بود بدر دكان تاجرى رسيد كه معلوم بود بسيار متمولست گفت اى مرد در راه محبت على بن ابى طالب و قربة الى اللّه يك درهم به من صدقه بده تا من سد جوع خود بنمايم آن تاجر چون نام أمير المؤمنين عليه السّلام شنيد ديدهاى او سرخ شد و رگهاى گردنش پر از خون گرديد در نهايت غيض و غضب گفت دور شو از من اى رافضى خنزير كه بواسطهء محبت تو بعلى بن ابى طالب ترا خاك ندهم آن مرد دنيا در نظرش تاريك شد و آرزوى مرك كرد و از آمدن به بصره پشيمان گرديد با كمال يأس و حرمان واله و سرگردان و اشك‌ريزان و دل بريان از در دكان آن ناصبى دور شد عبورش افتاد بكوچه‌اى كه غرفهء عالى مشرف به آن كوچه بود و زنى در ميان آن غرفه تماشاى عابرين مىنمود آن مرد ديد آن زن توجه به او دارد و او را در تحت نظر خود گرفته اين مرد هم فرصت غنيمت شمرده و گفت اى بانوى محترمه ممكن است در راه دوستى امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام يك احسانى به من بنمائى و يك درهم به من صدقه بدهى آن زن چون نام امير المؤمنين شنيد دست برد هر دو گوشوارهء از گوش خود بيرون آورد و به آن مرد گفت دامن خود بگير چون گرفت گوشواره را در دامن او انداخت مرد تاجر چون مدتى با جواهر سروكار داشت گوهرشناس بود نظر كرد ديد